زندگینامۀ تصویری محمود دولت آبادی نویسندۀ ایرانی

امتیاز مطلب: 96%

محمود دولت آبادی نویسنده ی مشهوریست که در دهم مرداد 1319 در سبزوار متولد شد. با اینکه پدرش عبدالرسول کمتر از دو ماه مکتب رفته بود اما دولت آبادی از اون به عنوان یک انسان تاثیرگذار در زندگیش یاد میکنه علی الخصوص اینکه پدرش  با اشعار سعدی و حافظ آشنایی داشته و دولت آبادی معتقده که او با همون تحصیلات کم هر آنچه که باید یاد میگرفته رو آموخته بوده. حتی یکبار که او از معلمش پیش پدر گله کرده بود و گفته بود تنبیهش کرده پدرش گفته بود: سیلی معلم به کسی ننگ ندارد/ سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد... در دوران کودکی در روستا به کشاورزی مشغول بود و بعدها که بزرگتر شد به سلمانی/  کار در چاپخانه و کارهای متفاوتی برای امرارمعاش پرداخت. به گفته ی خودش بعدها که به نویسندگی پرداخت روش کارش در کشاورزی را در نوشتن نیز پیاده کرد. طوری که زمین را پیش از کاشت آماده میکردند در نوشتن نیز مدت ها وقت میگذاشت تا مقدمه های نوشتن را آماده کند. آراستن زمین و آراستن مو به او یاد داده بود چطور در نوشتن نیز آراسته و زیبا بنویسد. همچنین کار در چاپخانه باعث شده بود او از نزدیک چیده شدن حروف و کلمات و جملات را ببیند و ذهنش را برای چیدمان کلمات آماده کند. طوری که برای نوشتن بزرگترین رمان ده جلدی اش که حدود سه هزار صفحه دارد پانزده سال زمان گذاشت و معتقد است دیگر نخواهد توانست آنچنان دل و دماغ و وقت و انرژی برای نوشتن بگذارد.او در دوران کودکی زیاد کتاب میخواند از داستان حسین کرد شبستری گرفته و هزار و یکشب گرفته تا  ابوالمعجم و هر مجله ای که به دستش میرسید. هر شب وقتی درسش تمام میشد تا صبح با یک چراغ کنار کرسی بیدار ماند و کتاب میخواند تا جایی که مادرش هر صبح برای نماز که بیدار میشد با نگرانی به او میگفت: کور میشی...بخواب. ولی او همواره شبها به نوشتن مشغول میشد چرا که معتقد بود در شب فقط خدا هست و او و کاغذ سفید.
در سال 1315 در دولت آباد دبستانی با نام مسعود سعد سلمان ساخته شده بود که به قول یحیی دولت آبادی بر پایه ی فرهنگ جدید بنا شده بود و محمود دولت آبادی در آن به تحصیل پرداخت و به قول خودش علاوه بر خواندن و نوشتن به کشف آموزگار پرداخت. مدیر مدرسه ابوالقاسم زمانی بود که فردی بسیار منضبط بود و دولت آبادی معتقد است بسیاری از چیزها را آنجا آموخته حتی با این وجود که فقط تحصیلات ابتدایی اش را به پایان رساند. او نوشتن را پیش از آمدن به تهران آغاز کرده بود و وقتی به تهران آمد اولین نامه هایی که برای پدرش و دوستانش نوشت و اولین تشبیهاتی که به کار برد شاید اولین نمودهای نویسندگی در او بود.دولت آبادی معتقد است زمانی که برادر کوچکترش در سن بیست و دو سالگی علی رغم تلاش خانواده به علت بیماری فوت کرد بزرگترین آسیب عاطفی به او وارد شد که شاید بیش از هر چیز باعث گرایش وی به سمت ادبیات شد. بعد از عزیمت خانواده اش به تهران او در سال 38 در تیاتر پارس مشغول به کار شد و کم کم با آغاز دهه ی چهل با شرکت در کلاس های نمایش آناهیتا شروع به بازیگری و نویسندگی کرد. او در دهه ی چهل در نمایشنامه هایی از اکبر رادی/ بیضایی و برشت بازی کرد. همچنین در فیلم گاو در کنار مهین شهابی بازی کرد. وقتی اوسنه بابا سبحان را نوشت آن را به مسعود کیمیایی فروخت که فیلمی به نام خاک بر اساس آن ساخته شد که دولت آبادی بعدها نقدی به آن وارد کرد با این عنوان که کیمیایی به اثر او وفادار نبوده.همچنین او نمایشنامه ای به نام تنگنا نوشته بود که وقتی سال 53 برای مدتی زندانی شد ظاهرا بدون اجازه از او و بدون ذکر نام او فیلم گوزن ها بر اساس آن ساخته شده بود.طرح سریال سربداران را نیز به پیشنهاد محمدحسین پرتوی برادر همسر عباس جوانمرد او نوشته بود که با مخالفت تلویزیون در آن زمان مواجه شد و با مسکوت ماندن موضوع این سریال بعد از انقلاب به نام شخص دیگری به راه خود ادامه داد. فیلم زمستان است ساخته ی رفیع پیتز نیز بر اساس داستان سفر دولت آبادی ساخته شد. 
بعد از مدتی دولت آبادی تصمیم گرفت برای متمرکز کار کردن تیاتر را علی رغم علاقه اش کنار بگذاره و فقط به نوشتن بپردازه. از آثار او میشه اشاره کرد به ته شب /سفر/ آوسنه بابا سبحان/ لایه‌های بیابانی/ تنگنا/ گاواربان/ هجرت سلیمان/ با شبیروshobeiru / عقیل، عقیل/ از خم چنبرaz khame chanbar / دیدار بلوچ/ کلیدر/ جای خالی سلوچ/ ققنوس/ آهوی بخت من گزل/ کارنامه سپنج/ ما نیز مردمی هستیم/ روزگار سپری‌شده مردم سالخورده/ اتوبوس/ آن مادیان سرخ‌یال/ سلوک/ قطره محال اندیش/ روز و شب یوسف/ طریق بسمل شدن/ گلدسته‌ها و سایه‌ها/ زوال کلنل/ نون نوشتن/ میم و آن دیگران/ وزیری امیر حسنک/تا سر زلف عروسان سخن/ بنی‌آدم و این گفت و سخن‌ها...البته زوال کلنکل در ایران اجازه ی چاپ پیدا نکرده و فعلا فقط در آلمان به چاپ رسیده. آثار او تاکنون به هفت زبان در دنیا ترجمه و به چاپ رسیده است.

دولت آبادی در سال 1349 با مهرآذر ماهر ازدواج کرد و سه فرزند به نامهای سارا/ فرهاد و سیاوش دارد. خانه پدری محمود دولت‌آبادی که در روستای دولت‌آباد شهرستان سبزوار قرار دارد، با نام خانه محمود دولت‌آبادی در تاریخ در تاریخ 7 مرداد 1382 با شمارهٔ ثبت 9320 به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. همچنین از تمبر یادبود محمود دولت‌آبادی هم‌زمان با هفتاد و چهارمین سالگرد تولدش با عنوان (آقای رمان ایران) در زادگاهش سبزوار، رونمایی شد.او تاکنون عناوینی کسب کرده همچون: نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه در 2014 / جایزهٔ ادبی یان میخالسکی سوییس در سال 2013/ نامزد شدن برای جایزه بهترین کتاب ترجمه در آمریکا سال 2013 برای  ترجمه انگلیسی رمان کُلنل توسط تام پتردیل/  دریافت جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای یک عمر فعالیت در  2012 / نامزد شدن برای دریافت جایزه مَن بوکر آسیا در جشنواره کتاب سنگاپور در 2011/ نامزد شدن برای دریافت جایزه ادبی آسیایی، برای رمان زوال کلنل در 2011/ دریافت جایزهٔ ادبیات بین‌المللی خانهٔ فرهنگهای جهان برلین 2009/ دریافت جایزه ادبی واو 1390 / دریافت جایزه یک عمر فعالیت فرهنگی در نخستین دورهٔ جایزه ادبی یلدا به همت انتشارات کاروان و انتشارات اندیشه سازان 1382 و دریافت لوح زرین بیست سال داستان‌نویسی برای تمام آثارش به همراه امین فقیری در سال 1376. او علاوه بر این عناوین درخشان ردپای عمیقی در ادبیات داستانی ایران بر جای گذاشته که همچنان آثارش تجدید چاپ میشوند و با وجود اینکه در اکثر رمان هایش از فضای بومی استان خراسان و رنج و مشقت مردمان آن خطه سخن به میان آورده توانسته توجه خیل مخاطبین دوستدار ادبیات را به آثارش جلب کند.

  • نظرات
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه
امتیاز مطلب: 90%

محمود دولت آبادی نویسنده ی مشهوریست که در دهم مرداد 1319 در سبزوار متولد شد. با اینکه پدرش عبدالرسول کمتر از دو ماه مکتب رفته بود اما دولت آبادی از اون به عنوان یک انسان تاثیرگذار در زندگیش یاد میکنه علی الخصوص اینکه پدرش  با اشعار سعدی و حافظ آشنایی داشته و دولت آبادی معتقده که او با همون تحصیلات کم هر آنچه که باید یاد میگرفته رو آموخته بوده. حتی یکبار که او از معلمش پیش پدر گله کرده بود و گفته بود تنبیهش کرده پدرش گفته بود: سیلی معلم به کسی ننگ ندارد/ سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد... در دوران کودکی در روستا به کشاورزی مشغول بود و بعدها که بزرگتر شد به سلمانی/  کار در چاپخانه و کارهای متفاوتی برای امرارمعاش پرداخت. به گفته ی خودش بعدها که به نویسندگی پرداخت روش کارش در کشاورزی را در نوشتن نیز پیاده کرد. طوری که زمین را پیش از کاشت آماده میکردند در نوشتن نیز مدت ها وقت میگذاشت تا مقدمه های نوشتن را آماده کند. آراستن زمین و آراستن مو به او یاد داده بود چطور در نوشتن نیز آراسته و زیبا بنویسد. همچنین کار در چاپخانه باعث شده بود او از نزدیک چیده شدن حروف و کلمات و جملات را ببیند و ذهنش را برای چیدمان کلمات آماده کند. طوری که برای نوشتن بزرگترین رمان ده جلدی اش که حدود سه هزار صفحه دارد پانزده سال زمان گذاشت و معتقد است دیگر نخواهد توانست آنچنان دل و دماغ و وقت و انرژی برای نوشتن بگذارد.او در دوران کودکی زیاد کتاب میخواند از داستان حسین کرد شبستری گرفته و هزار و یکشب گرفته تا  ابوالمعجم و هر مجله ای که به دستش میرسید. هر شب وقتی درسش تمام میشد تا صبح با یک چراغ کنار کرسی بیدار ماند و کتاب میخواند تا جایی که مادرش هر صبح برای نماز که بیدار میشد با نگرانی به او میگفت: کور میشی...بخواب. ولی او همواره شبها به نوشتن مشغول میشد چرا که معتقد بود در شب فقط خدا هست و او و کاغذ سفید.
در سال 1315 در دولت آباد دبستانی با نام مسعود سعد سلمان ساخته شده بود که به قول یحیی دولت آبادی بر پایه ی فرهنگ جدید بنا شده بود و محمود دولت آبادی در آن به تحصیل پرداخت و به قول خودش علاوه بر خواندن و نوشتن به کشف آموزگار پرداخت. مدیر مدرسه ابوالقاسم زمانی بود که فردی بسیار منضبط بود و دولت آبادی معتقد است بسیاری از چیزها را آنجا آموخته حتی با این وجود که فقط تحصیلات ابتدایی اش را به پایان رساند. او نوشتن را پیش از آمدن به تهران آغاز کرده بود و وقتی به تهران آمد اولین نامه هایی که برای پدرش و دوستانش نوشت و اولین تشبیهاتی که به کار برد شاید اولین نمودهای نویسندگی در او بود.دولت آبادی معتقد است زمانی که برادر کوچکترش در سن بیست و دو سالگی علی رغم تلاش خانواده به علت بیماری فوت کرد بزرگترین آسیب عاطفی به او وارد شد که شاید بیش از هر چیز باعث گرایش وی به سمت ادبیات شد. بعد از عزیمت خانواده اش به تهران او در سال 38 در تیاتر پارس مشغول به کار شد و کم کم با آغاز دهه ی چهل با شرکت در کلاس های نمایش آناهیتا شروع به بازیگری و نویسندگی کرد. او در دهه ی چهل در نمایشنامه هایی از اکبر رادی/ بیضایی و برشت بازی کرد. همچنین در فیلم گاو در کنار مهین شهابی بازی کرد. وقتی اوسنه بابا سبحان را نوشت آن را به مسعود کیمیایی فروخت که فیلمی به نام خاک بر اساس آن ساخته شد که دولت آبادی بعدها نقدی به آن وارد کرد با این عنوان که کیمیایی به اثر او وفادار نبوده.همچنین او نمایشنامه ای به نام تنگنا نوشته بود که وقتی سال 53 برای مدتی زندانی شد ظاهرا بدون اجازه از او و بدون ذکر نام او فیلم گوزن ها بر اساس آن ساخته شده بود.طرح سریال سربداران را نیز به پیشنهاد محمدحسین پرتوی برادر همسر عباس جوانمرد او نوشته بود که با مخالفت تلویزیون در آن زمان مواجه شد و با مسکوت ماندن موضوع این سریال بعد از انقلاب به نام شخص دیگری به راه خود ادامه داد. فیلم زمستان است ساخته ی رفیع پیتز نیز بر اساس داستان سفر دولت آبادی ساخته شد. 
بعد از مدتی دولت آبادی تصمیم گرفت برای متمرکز کار کردن تیاتر را علی رغم علاقه اش کنار بگذاره و فقط به نوشتن بپردازه. از آثار او میشه اشاره کرد به ته شب /سفر/ آوسنه بابا سبحان/ لایه‌های بیابانی/ تنگنا/ گاواربان/ هجرت سلیمان/ با شبیروshobeiru / عقیل، عقیل/ از خم چنبرaz khame chanbar / دیدار بلوچ/ کلیدر/ جای خالی سلوچ/ ققنوس/ آهوی بخت من گزل/ کارنامه سپنج/ ما نیز مردمی هستیم/ روزگار سپری‌شده مردم سالخورده/ اتوبوس/ آن مادیان سرخ‌یال/ سلوک/ قطره محال اندیش/ روز و شب یوسف/ طریق بسمل شدن/ گلدسته‌ها و سایه‌ها/ زوال کلنل/ نون نوشتن/ میم و آن دیگران/ وزیری امیر حسنک/تا سر زلف عروسان سخن/ بنی‌آدم و این گفت و سخن‌ها...البته زوال کلنکل در ایران اجازه ی چاپ پیدا نکرده و فعلا فقط در آلمان به چاپ رسیده. آثار او تاکنون به هفت زبان در دنیا ترجمه و به چاپ رسیده است.

دولت آبادی در سال 1349 با مهرآذر ماهر ازدواج کرد و سه فرزند به نامهای سارا/ فرهاد و سیاوش دارد. خانه پدری محمود دولت‌آبادی که در روستای دولت‌آباد شهرستان سبزوار قرار دارد، با نام خانه محمود دولت‌آبادی در تاریخ در تاریخ 7 مرداد 1382 با شمارهٔ ثبت 9320 به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است. همچنین از تمبر یادبود محمود دولت‌آبادی هم‌زمان با هفتاد و چهارمین سالگرد تولدش با عنوان (آقای رمان ایران) در زادگاهش سبزوار، رونمایی شد.او تاکنون عناوینی کسب کرده همچون: نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه در 2014 / جایزهٔ ادبی یان میخالسکی سوییس در سال 2013/ نامزد شدن برای جایزه بهترین کتاب ترجمه در آمریکا سال 2013 برای  ترجمه انگلیسی رمان کُلنل توسط تام پتردیل/  دریافت جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای یک عمر فعالیت در  2012 / نامزد شدن برای دریافت جایزه مَن بوکر آسیا در جشنواره کتاب سنگاپور در 2011/ نامزد شدن برای دریافت جایزه ادبی آسیایی، برای رمان زوال کلنل در 2011/ دریافت جایزهٔ ادبیات بین‌المللی خانهٔ فرهنگهای جهان برلین 2009/ دریافت جایزه ادبی واو 1390 / دریافت جایزه یک عمر فعالیت فرهنگی در نخستین دورهٔ جایزه ادبی یلدا به همت انتشارات کاروان و انتشارات اندیشه سازان 1382 و دریافت لوح زرین بیست سال داستان‌نویسی برای تمام آثارش به همراه امین فقیری در سال 1376. او علاوه بر این عناوین درخشان ردپای عمیقی در ادبیات داستانی ایران بر جای گذاشته که همچنان آثارش تجدید چاپ میشوند و با وجود اینکه در اکثر رمان هایش از فضای بومی استان خراسان و رنج و مشقت مردمان آن خطه سخن به میان آورده توانسته توجه خیل مخاطبین دوستدار ادبیات را به آثارش جلب کند.

آیا به نظر شما این مطلب مفید بود؟

خیر
2020-05-19 14:52:09
  • نظرات
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

کد امنیتی فرم ثبت دیدگاه
دسته بندی ها